کسب درآمد از اینترنت و ترفند ویندوز و یاهو و شعر و متن های عاشقانه
پنهانت كرده ام
درپس خاطراتي كه ياراي گفتنش را ندارم پنهانت كرده ام
و تو چه آسوده نشسته اي
وچه صبور در پس ناباوري هايم پنهان گشته اي
براي هيچكس از نبودنت نمي گويم
براي هيچكس ازبودنت هم نمي گويم
براي هيچكس از نامهربانيت ،غرورت وخيانتت نمي گويم
براي همه از محبتي كه مي توانستي نثاربوسه هايمان كني!
از حسرتي كه مي توانستي بر دل نگذاري
و از وفايي كه مي توانستي داشته باشي مي گويم
مي گويم با اينكه نبايد بگويم
با اينكه اينجا عشق ورزيدن جرم است
با اينكه اينجا خيانت عادت است
با اينكه اينجا دروغ واقعييت است
با اينكه اينجا كتمان حقيقت است
اما من مي گويم
مي گويم كه عاشق بودم
مي گويم كه باعشق برمن خيانت ورزيدند
مي گويم كه دروغ را به راحتي گفتند
و حقيقت را هم كتمان كردند
ولي به هيچكس نمي گويم كه تو كردي
نمي گويم در تمام بودنم نبودي
چه بگويم كه خود هنوز در ناباوري رفتنت نشسته ام
و هنوز در مخفي گاه قلبم پنهانت كرده ام
كسي چه مي داند ؟!
شايد براي بازگشتت توانست بهانه پيدا كرد
گرچه براي رفتنت بي بهانه رفتي
كسي چه مي داند ؟
شايد يك روز هم از پس خاطرات بربادرفته ام
صداي آشنايي دوباره طنين افكن شود
ودوباره دست مهرباني گيراي دستم باشد
ولي امروز پنهانت كرده ام
گرچه براي من آشكاري
ولي براي آنان كه عشق را جرم مي دانند و مرا مجرم
پنهانت كرده ام
و تو نمي داني كه پنهاني براي پنهاني اشك ريختن چقدر تلخ و دردناك است
وتوچه آسوده و صبوردر پناه گاهت نشسته اي !